میس آنیتامیس آنیتا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

*سفید برفی*

*آنیتای فشن من*

آنیتای نازم موهای شما بلند شده بود و اذیت میشدی و نمی زاشتی زیاد جمعشون کنم،جلوی چشمات میریخت و چشماتو میخاروندی بخاطر همین برای همین برای اولین باربردمت آرایشگاه و خانم آرای شگر موهاتو کوتاه کرد قبلا خاله جون موهاتو مرتب میکرد اما الان ماشالله از بس تکون میخوری نمیزاری ،انقدر بامزه شده بودی وقتی پیشبند بسته بودن به شما،تازه گریه هم کردی،یه خانمه خندش گرفت وگفت خرمن خرمن مو میریزه ازسرت ههههههه،به امید خدا یه کوچولو دیگه که بزرگ شدی  موهای شمارو بلند میکنم،وقتیکه عقل شما برسه و بزاری راحت موهاییکه جلوی چشمات میریزه و اذیتت میکنرو جمع کنم اینم دخمل فشنم ...
14 مهر 1392

*یه سفردیگه اینبار شمال*

آنیتای نازم بابایی دوباره زحمت کشید وماروبردسفر،اینباربا دوستای گل اصفهانیمون رفتیم سفر،امیرحسین جونینا سه شنبه اومدن وما بعد از شام راهی نوشهر،ویلای بابابزرگ شدیم،توراه با امیرحسین نانای میکردی وبا شنیدن آهنگ دستای کوچولو ونازتو تکون میدادی،اما وسطای راه شروع کردی به نغ زدن و گریه و اعتصاب کردی و شیرنخوردی،یواش یواش آروم شدی  وخوابیدی،جاده مه بود وجو سنگینی بود داخل ماشین،صبح که رسیدیم خاله ندا جون شمارونگه داشت ومن وبابا لالا کردیم البته بهتره بگم غش کردیم هههههه،سفرمون خیلی خوب بود خدا رو شکر،یه روز رفتیم رویان آبشار آب پری که آبشار زیبایی بود،یه روز هم رفتیم نمک آبرود تله کابین که واقعا خوش گذشت،همچین مثل آدم بزرگا داشتی از تله کاب...
14 مهر 1392

*چند تا ax از جوجم*

وقتی میاییم خونه ی مامانی بیشتر اینجا می ایستی،کلی اطرافتو دید میزنی و بازی میکنی قربونت بشم میخندی آنیتا ی من و پسر خاله آرین ...
14 مهر 1392

*من ازسفراومدم با عکسای جدیدم*

آنیتای عزیزم ببخشید که عکسایی که ازت می گیرم زیادباکیفیت نیست،لازم به ذکره که شما کوچولوی ناز نازی زیادی تکون میخوری و نمیشه زیاد از شما عکس گرفت وگرنه کلی از شما عکس میگرفتم از بس که همه جوره ماهیییییی مشهدی آنیتای مامانشششششششش آنیتاجون و کیانمهر جون دوست عزیزششششش اینجاهم رواق امام خمینیه   اینم دستای قشنگته با النگوهات که جیلینگ جیلینگ صدا میکنه ومن همش فداش میشم عشقم عشقه مامانی و باباسعید جونییییییییی آنیتای من در صندلی کودک رستوران اینم یه عکس دیگه باصندلی کودک آنیتا ومامانیییییییییی شیشلیگ بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به به چقدرخوشمزسسسسسسسسسسس ...
14 مهر 1392

*هشت ماه باتو*

خانم خانماهشت ماهه شدی هوراااااا،چقدر خوشحالم که داری بزرگ میشی و شاهد بزرگ شدنت هستم،حالادیگه خیلی تغییرکردی،میشینی،دستای کوچولوتو  میگیری به مبل و می ایستی،صداهای جدید درمیاری،وقتی آهنگ میزارم دستاتو همش تکون میدی وخودتوبالا پایین میکنی(قرتیه مامانی)کلا آهنگای شاد روخیلی دوست داری،منم برات میزارم عشقم،همش ازسروکولم میری بالا وهمش میگی ماماااا،چهارمین دندونت نیش زد دخملم،اینروزاخیلی اذیت میشی ازبی تابیات میفهمم الهی بمیرم برات،راستی چندشبه نصفه شبابیدارمیشی نمیخوابی یا اصلا ازسرشب نمی خوابی تا سه یا چهار،من وبابایی خیلی سختمون میشه،اشکال نداره عوضش بیشترخنده های نازتومیبینیم،الان که مینویسم شما لالا تشریف داری ومن خیلی خوشحالم شما درک...
16 شهريور 1392

*آنیتاجون و تب *

دخترنازم شماچند روز بود تب داشتی ومن نگران شمابودم فدات شم،دکتردوتا احتمال برای تب شما داد،یکی بخاطردندون درآودن یکی هم بخاطر ویروس،تواین چند روزه هم شما اذیت شدی هم مامی،من وباباخیلی ناراحت بودیم همینطور بقیه،آخه شما که ماشالله دیوارصافومیری بالا زیاد تکون نمیخوردی وهمش ناله میکردی،خداروشکرخوب شدی و دوباره رفتی توکار مترکردن خونه هههههه،الهی قربونت شممممم
16 شهريور 1392

*این روزها با آنیتا*

عزیزم سلام,این روزا با شما پراز هیجانم و استرس چون خیلی خیلی شیطون شدی و ماشالله دیوار صافم می خوای بری بالا ،بلایی شدی که نگو،همش دنبال مامی میای و به قول مادرجون از پامی گیری نه از دست یعنی الان نمی زاری کارکنم ولی بعدا کمکم میشی,خداکنه هههههه،کلا بیش ازحدبه من وابسته شدی،سینه خیز کل خونه ی فسقلیمونو مترمیکنی صبح تا شب و متاسفانه زیاد روروئک رو دوست نداری،چند دقیقه بیشتر واینمیسی داخلش،منم همش کنار شما هستم و مراقبم دسته گل به آب ندی،عاشق هرنوع سیمی سیم تلفن واین جورچیزا همینطور عاشق به هم زدن غذای سرسفره ای ونمی زاری من وبابایی غذا بخوریم فقط میخوای خودت غدابخوری گامبوشی،همچین با اشتها میخوریکه آدم گرسنش میشه قربونت بشم ،ازسوپ زیاد استق...
6 شهريور 1392

*بازم ax*

یکی نجاتم بده گیل کلدم الهی قربونت شم با این شکل ماهت آنیتا داخل تاکسی آخ جون شکلات،پستونکارو بی خیال بزار ببینم مامی حواسش هست یا نه خداروشکر داره با مامانی صحبت میکنه حواسش نیست         به به خیلی خوشمزسسسسسسسسسس ...
6 شهريور 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به *سفید برفی* می باشد